تبليغاتX
یادداشتهای سرزده

                                     

 

بچه ها جون سسلااااام  حالتون که خوبه ایشالا ... دیرآپ کردم نه؟ خب یه چند روزی اینجا نبودم

 

یعنی مسافرت بودم ... جا تک تکتون خالی چه سفری بود و چه بزن بکوبی .. عروسی یکی از

 

پسرعمه های گرام بود ... چقدر ارزو که این پسرعمه ما نداشت خب بزنم به تخته به یکیشون رسید

 

و یه سروسامونی گرفت . 

 

 حالا هم این قدر خوشحالم که نگو و نپرس اخه نمی دونید شب عروسی چقدرخوش گذشت ... از اون

 

اول تا اخر انرژی زا بود ... بیشتر به مجلس خنده درمانی شباهت داشت تا به عروسی شما هم جای

 

 من بودین به همین نتیجه می رسیدین ... فکر کنید مادر عروس 1۱ تا بچه تحویل جامعه داده

 

۱۱تا کم هم نیست ... ۷تا دختر و 4تا پسر کاکل به سر ... خیلی باحال بود هروقت دختراشو می دیدم

 

 یاد خواهران کوچک ( اون کارتونه) میفتادم ... اخه یه ترتیب خاصی داشتن ... ترتیبشو تو تصویرپایین

 

ملاحظه بفرمایین ... پسراشم به یه نحو دیگه .. کلا تو همه مورد خونواده ی مرتبی بودن و ترتیب

 

واسشون یه اصل به شمار میومد ... ولی اخه دیگه به چه قیمت ... خدایی راه رو واسه خنده هموار کرده

 

بودن ... از دور که نگاه می کردی انگاری یه سرسره کار گذاشته بودن که اگه یه وقت عروس دوماد

 

حوصلشون سررفت یه جوری سرگرم بشن ... خلاصه قضایائی بود که دلم نیومد اینجا نگم ... لطفش تو

 

 این بود که به عینه می دیدین چی شدو چی نشد که من سعی کردم تو این راستا یه چند تا نقاشی

 

بکشم و بذارم اینجا خب پس داشته باشین شکار لحظه هارو :

 

این خانومای ترگل ورگل و که می بینین خواهرای عروس خانوم اند که بنده به تصویر کشیدم

 

طیف رنگی و داشته باشین که راه انداختن 

 

 اینم داداشای عروس خانوم : انصافا پسر آخریه ( اولین نفر از سمت راست تو تصویر )

 

ازهمه خوشتیپ تره خلاصه جریانات بیشتر بود ولی دیگه بیشتر از این بگم حوصلتون سر میره

 

خوش بگذره به همتون ...تا بعد

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 19:53 توسط ملیحه | tempfa.com